|
راستش چند مدت پیش داشتم کتاب دکتر ابجدیان رو می خوندم.رسیدم به یکی از اشعار این کتاب که روی من خیلی تاثیر گذاشت دوست دارم این شعر رو هم برای شما دوستانم بنویسم:
دودکش پاک کن
چیزی کوچک و سیاه در میان برف ها
با آهنگی اندوهگین فریاد برمی آورد"دودکش پاک می
کنیم"!
پدر و مادرت کجا هستند؟
" آنها به کلیسا رفته اند تا دعا کنند.
از آنجا که در این سرزمین بی آب و علف شادمان بودم
و در میان برف های زمستان لبخند می زدم
آنها تن پوش مرگ بر تنم پوشاندند
و به من آموختند تا آهنگ اندوه بخوانم.
و از آنجا که شادمان هستم پایکوبی می کنم و می خوانم
آنها چنین میپندارند که به من آزار نرسانده اند.
و به کلیسا رفته اند تا خدا, کشیش و پادشاهی را ستایش کنند
که از بدبختی ما برای خود بهشتی ساخته اند."
|